تبليغاتX
موج آزاد
شعر،جامعه شناسی ومطالعات فرهنگی

امروزتيتريك روزنامه شرق خبري ناگواربود:  خاموشي آتشي

دوروزپيش درموردمنوچهرآتشي وبيرحمي هايي كه اين روزها درحق اواعمال شدنوشتم اما به دليل مشكلات فني نتوانستم روي وبلاگم بگذارم و امروز در نهايت تاسف بايد بگويم منوچهر آتشي را از دست داديم.

                                  
 

"آتشی"شاعر آرام 74 ساله اي بودكه چند روز پيش چهره ماندگار شدومورد اتهام چهره هاي درجه دو و سه سياسي قرار گرفت كه حتي بعد از مرگ او هم دست از حرفهاي خنده دار خود برنمي دارد:

عضو فراكسيون اصولگرايان در مجلس هفتم، گفت: حتي پس از مرگ منوچهر آتشي نبايد هيچ گاه از او به عنوان يك چهره ماندگار نظام ياد كرد.
شكرالله عطارزاده نماينده بوشهر در گفت وگو با ايلنا، در خصوص منوچهر آتشي شاعر معاصر كه به عنوان چهره ماندگار انتخاب شد و ديروز در گذشت، گفت: ضرغامي و شاعران مسلمان در انتخاب منوچهر آتشي به عنوان چهره ماندگار و حمايت از او مرتكب اشتباه بزرگ وتاريخي شدند كه اثرات آن در سالهاي آينده مشخص مي شود.
اين عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم كه در هفته گذشته شكواييه اي به ضرغامي رييس سازمان صداوسيما تنظيم كرده و اعتراض خود را براي انتخاب آتشي به عنوان چهره ماندگار اعلام كرده بود، تصريح كرد: دلايل و اسنادي دارم كه منوچهر آتشي هيچگاه در اشعار خود از مضامين ديني و انقلابي استفاده نكرد و حتي نام او در زيرنامه 124 نويسنده معلوم الحال كه نامه اي در ارتباط با دفاع مقدس امضاء كرده بودند، ديده شد.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم ادامه داد: افكار و ايده هاي اين شاعر هيچ سودي براي جامعه انقلابي ما نداشته است، تنها او سالهاي سال تفكرات لائيك را تبليغ كرد.
عطارزاده خاطرنشان كرد: به زودي افشاگري هاي بيشتري در مجلس در مورد آتشي خواهم داشت.
وي با تاكيد بر اينكه آتشي شاعر قوي و چيره دستي بود، گفت: يك شاعر كه از كلمات به خوبي استفاده مي كند آيا مي توان او را به عنوان چهره ماندگار انتخاب كرد.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم تصريح كرد: آتشي چهره ماندگار از نظر اعتقادات ديني و انقلابي نبود.

ما در كجاايستاده ايم؟؟؟
 
به هرحال آتشي آرام خاموش شدو امروزمامانده ايم و شعرهاي او وتحمل چنين حرف هايي كه هميشه بوده وخواهدبود.

پيكر منوچهر آتشي
 پنجشنبه سوم آذر تشييع مي‌شود. اين مراسم، از ساعت 9 در مقابل تالار وحدت (بنياد رودكي) يا بيمارستان سينا تهران برگزار خواهد شد.

وبلاگ موج آزاد مرگ اين شاعر توانا را به همه اهالي ادب تسليت مي گويد و شما را به ميهماني يكي از اشعارش مي برد:

آمده ايم عاشق شويم
پذيره شدن دانه اي سرگشته
 تا مرواريدي آفريده شود                                
به خون دلي
سينه اي به شكيبايي صدف مي طلبد
جگر هزار توي سرخگل مي خواهد
 كه خدنگ شبنمي به چله نشاند
 و تا گلوي تفتيده آفتاب
 پرتاب كند
هشدار
نطفه نهنگ است عشق نه كرمينه وزغي
و لمحه اي تلاطم طغيانش را
 دلي به هيبت دريا مي طلبد
هشدار ! روزگار
آمده ايم عاشق شويم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

این چند روزه خیلی درگیر نمایشگاه مطبوعات کودک و نوجوان بودم ،برای همین وبلاگم به روز نشد.فردا روز آخر جشنواره است.جشنواره ای که حرف و حدیث های زیادی داشت چه در داوری و چه در اجرا .اگر دوست داشتید به غرفه گنبد کبود سر بزنید.جشنواره هم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب برگزار است.

اینم منم که دارم غرفه آماده میکنم ،در ضمن عکس رو مرضیه عتیق گرفته.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

۱ـامروز اگه توي ماشين ها را نگاه كرده باشيد متوجه ميشويد كه اكثر سرنشينان جلو كمربند بسته اند.

۲ـاز وقتي رانندگي ياد گرفتم و از وقتي كم و بيش پشت ماشين نشستم يادم نمياد كمربند نبسته باشم حالا توي اتوبان و جاده كه سهله...

اما نگاه هاي راننده ها را هم نمي توانم فراموش كنم‏ كه حس آدم هاي جو گير شده را به آدم منتقل مي كردند.

۳ـاكثر جامعه شناسان معتقدند در ايران ابزار زور و اجبار هنوز بيش از بقيه ابزارها كار را پيش مي برد.

۴ـامروز هنوز هم عده اي بودند كه كمربند نبستند ‎اما با ثبت اولين برگ هاي جريمه قانون را اجرا مي كنند.

۵ـكاش به جايي مي رسيديم كه آنچهرا درست بودحتي اگر به شكل قانون در نيامدهبود رعايت مي كرديم ولي درجامعه ما اغلب برعكس است....

.

.

آخرـشايد اگر بستن كمربنددرمعابر قانون نميشدمن هم زيربارنگاه هاي

ديگران ديگر كمربند نمي بستم.................عكس تزييني است

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1384ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 


سومين سخنراني از مجموعه سخنراني‌هاي دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي با عنوان ”انديشه فرانسوي در قرن بيستم” با سخنراني دكتر ناصر فكوهي عصر چهارشنبه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.

ايسنا خبري از اين مراسم تهيه كرده است كه اگر نخوانده ايد در زير مي آيد:
دكتر ناصر فكوهي ـ استاديار گروه انسان‌شناسي دانشگاه تهران ـ  در ابتدا به شرح زندگي و آثار بورديو پرداخت. وي بورديو را نويسنده‌اي پركار خواند كه در زمينه‌هاي گوناگون علوم اجتماعي از او كتاب منتشر شده است.

فكوهي همچنين درباره آثار بورديو افزود: تئوري‌هاي بورديو با يك زبان بسيار سخت بيان شده؛ چراكه متن‌هاي او بسيار سخت و فشرده است.

وي در ادامه اظهار داشت: بورديو همه چيز را اجتماعي مي‌بيند. از نظر او امري در زندگي انسان وجود ندارد كه اجتماعي نباشد. همچنين عقيده دارد كه سيستم اجتماعي، سيستم سلطه و قدرت است؛ ولي مساله‌اي كه براي بورديو مطرح مي‌شود، اين است كه «چگونه اين سيستم قدرت با همه مقاومت‌ها خود را باز توليد مي‌كند؟». او براي پاسخ به اين پرسش به طرح تئوري‌ كلان مي‌پردازد.

فكوهي در ادامه با تشريح تئوري بورديو به روش او اشاره و تصريح كرد: او براي بيان تئوري خود به طرح چند مفهوم پايه‌يي مي‌پردازد و از طريق تركيب روش‌هاي كمي و كيفي، نظريات خود را به آزمايش مي‌گذارد. اكثر فعاليت‌هاي او مطالعات ميداني است.

مدير گروه انسان‌شناسي دانشگاه تهران درباره مفاهيم «ميدان» و «سرمايه» در انديشه بورديو عنوان كرد: بورديو «ميدان» را يك پهنه اجتماعي تعيين شده مي‌داند كه اين ميدان مي‌تواند يك نظام آموزشي يا دانشگاه يا دولت باشد. در اين ميدان همه براي گرفتن امتياز وارد مي‌شوند. مفهوم ديگر، مفهوم «سرمايه» است كه از نام كتاب اصلي ماركس گرفته شده است. از نظر او چهار نوع سرمايه در جامعه وجود دارد؛ سرمايه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و همچنين سرمايه نمادين كه جمع آنها سرمايه كل را تشكيل مي‌دهد. كسي كه كمترين سرمايه را داشته باشد، در كف جامعه قرار مي‌گيرد و در فرانسه كساني در راس قدرت قرار دارند كه داراي سرمايه بالايي هستند. به زعم بورديو، افراد براساس نحوه بودن (آبيتوس) عمل مي‌كنند، يعني فرد به عادت مي‌داند كه در جامعه چگونه رفتار كند و خودش را با مدل جامعه تطبيق كند و بدين صورت مي‌تواند بازتوليد سيستم را تعيين كند.

فكوهي بورديو را در علوم اجتماعي تاثيرگذار و جريان‌ساز خواند و درباره رابطه او با روشنفكران عنوان كرد: رابطه بورديو با روشنفكران يك رابطه متناقض است. او به عنوان يك روشنفكر به شدت به رسانه‌ها حمله مي‌كند؛ درصورتيكه خود رسانه‌يي‌ترين روشنفكر فرانسه است. از اين نظر به او انتقاد مي‌شود. همچنين منتقدان مي‌گويند اگر جامعه يك نظام سلطه است، بورديو در علوم اجتماعي يك سلطه‌گر است.

فكوهي در پايان با مقايسه سارتر و بورديو يادآور شد: بورديو تا پايان عمرش به دانشگاه وفادار ماند و به عرصه سياست وارد نشد. اگر ژان پل سارتر را به‌عنوان مدل روشنفكري فرانسه بدانيم كه با مرگ پرونده‌اش بسته شد، ولي با مرگ بورديو انديشه‌هاي او تازه متبلور شده است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1384ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 


نام کامل او "ولادیمیر لادیمیروویچ مایاکوفسکی" است.شاعری روس تبار که در ایران نیز اغلب دانشجویان علاقمند به ادبیات او را میشناسند.
"کاشیگر " با اینکه به قول خودش ترجمه اشعار مایاکوفسکی سخت است اما این کار را انجام داده است،در کتاب زنگی و کار که توسط وی ترجمه شده است می خوانیم:
مایاکوفسکی روز 14 آوریل 1930 با شلیک گلوله ای به قلب خود به زندگی اش پایان داد.
در نامه ای که کنار او پیدا شد چنین نوشته بود:
برای همه...می میرم.هیچکس مقصر نیست و شایعات الکی راه نیندازید.اینجانب مرحوم از شایعه بدم می آید.
     مامان ،خواهرانم،رفقایم مرا ببخشید. این روش خوبی نیست(و به هیچ کس آن را توصیه نمی کنم)ولی من چاره ی دیگری نداشتم.
.
.
.
همانطور که می گویند
"پرونده بسته شد
    و قایق عشق
                      بر صخره ی زندگی روزمره شکست
با زندگی بی حساب شدم
بی جهت
دردها را
فاجعه ها را
دوره نکنید
             ویا آزارها را.
شاد باشید.
                                  (و.م.)


قسمتی از یک شعر دیگر او:
...کفر گفته ام
همه جا فریاد کشیده ام
                         "خدا نیست"

و خدا
از ژرفناهایی پر آتش
او را زاد
او
            که کوه به دیدنش
رنگ می بازد،می لرزد
و فرمانم داد:
دوست خواهی داشت.
خدا شاد است
در گودال زیر آسمان
مرد خسته
         دگر باروحشی
می میرد
به خود می گوید خدا
"حال باید هنوز انتظار بکشی ولادیمیر"...


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1384ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

 

امروز روز ديگريست

 اين جمله را هر روز با خودم  ميگويم و هر بار به اين فكر ميكنم كه چقدر زمان زود ميگذرد

 اونقدر ماشيني شديم كه نميفهميم روز هامون كي شب ميشوند و اونقدر شب ها خسته ايم كه نمي فهميم لحظات  قشنگش رو چطوري با خوابيدن حروم ميكنيم.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1384ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

سلام
اين اولين مطلبيه كه دارم مي نويسم و شايد خيلي زودتر از اين ها بايد اين اتفاق مي افتاد ولي به هر حال سرم خيلي شلوغ بود.
از يك طرف 13 واح دانشگاه،از يك طرف هم كه بايد برم روزنامه و از طرف ديگه تا اسفند و كنكور كارشناسي ارشد وقت زيادي نمونده.
تقريبا يك سال و نيم ميشه كه به مطالعات فرهنگي فكر ميكنم و خيلي آرزو دارم كه امسال قبول بشم.مطالعات فرهنگي بين رشته اي است و مجموعه اي از ادبيات و فرهنگ و جامعه شناسي و مردم شناسيه.در كل رشته قشنگي به نظر مياد.

برام آرزو کنید قبول شم.
امروز جمعه است و من روزنامه هستم ،روز جمعه كار كردن هم حال و هواي خودشو داره به خصوص كه افطاري هم دعوت باشي .
ديروز كلاس نظريه داشتم و بحث ساختارگرايي و پسا ساختارگرايي بود .از رولان بارت و مباحثي كه درباره ساختارهاي فرهنگي بود بحث مي كرديم.تنها چيزي كه ميدونم اينه كه توي اين شلوغي هاي زندگي بايد وقت خيلي بيشتري رو به مطالعه  اختصاص بدم و به خصوص اون چيزهايي رو كه دوست دارم مطالعه كنم.دلم ميخواد از بارت بيشنتر بخونم ولي حيف كه فعلا در حد كنكور ازش ميدونم.
بگذريم...

+ نوشته شده در  جمعه 6 آبان1384ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  |